تبليغاتX
Water Lily
پنجشنبه 10 دی1388
the Gloomy Rainy Thursday
ببار ای بارون ببار، با دلم گریه کن خون ببار
در شب های تیره چون زلف یار، بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون

[ تجریش، ساعت 2.30 بامداد
پنج شنبه
، دهم دی ماه هشتاد و هشت ]

Link | 3:32
سه شنبه 8 دی1388
161
لب خند بزن دختر.
دل خوشم به رؤیاهای شبانه ام از لب خندهای قدیمی ِ تو

لب خند بزن دختر.
دل خوشم به اشک هایی که می ریزم از برای لب خندهای قدیمی تو

لب خند بزن دختر.
با خنده لب بزن، با لب خنده بزن، بزن. بزن. بزن. بزن دختر، حتی در خوابم بزن خنده با لبت دختر...

لب خند بزن دختر.
لب خنده بزن با لبش بر من، ریش خند بزن که اینگونه مستاصل مانده ام دختر

ریش خند بزن دختر.
با خنده لب خند بزن، با ریش خندِ لبت بزن مرا دختر

لب خند بزن دختر.
عشوه بیا، ناز کن، غنچه کن لب هایت را، با ادا خنده بزن، با ادا عشوه بیا؛ با ادا لب خندِ دخترانه ات را غنچه کن دختر

لب خند بزن دختر.
سیاه چشم پیشانی بلندم؛ بزن با خنده ات لبِ مرا، بزن با خنده ات غنچه ی لبِ مرا دختر

لب خند بزن دختر.
ریش خند بزن به اشک هایی که می ریزم از برای لب خندهای قدیمی ِ تو

لب خند بزن دختر.
که
دل خوشم به رؤیاهای شبانه ام از لب خندهای قدیمی ِ تو

 

Link | 2:30
سه شنبه 8 دی1388
-10-
السلام علی المرمل بالدماء
السلام علی ساقی العطشان عند الفرات
السلام علی العقیلة الصبورة
و السلام علی الامام الناجی من کربلاء

 

Link | 1:49
جمعه 4 دی1388
0=365=159
از برای یلدایی که گذشت
از برای یلدایی که بیدار ماندم
از برای زمستانی که آمد
از برای تو

get it

 [ سه شنبه، اول دی ماه  1388 خورشیدی،
 ساعت 6 بامداد
]

Link | 8:48
شنبه 28 آذر1388
that Motto

IRAN, the great PERSIA, the great land...
in ISLAMIC REPUBLIC style we all love you. in ISLAMIC REPUBLIC style we always loved you, and in ISLAMIC REPUBLIC style we will love you for ever.
this is our motto, our great motto. but they want to change it. they think they can, but they can't. it never change. it never ever change. coz we're still alive, coz we protect our motto.

fuck ISRAEL, US, UK, and who think they're better than ISLAMIC REPUBLIC too, and who think they are honest with us too.

Link | 17:31
چهارشنبه 25 آذر1388
157
ماه بودی دختر،
برای شبهایی که ستاره نداشت...

بشنوید [آهنگ جدید] محسن چاوشی را با نام "ماه شبم"


 

Link | 7:18
دوشنبه 23 آذر1388
156
یا نور المستوحشین فی الظلم..

 

 

Link | 2:5
یکشنبه 22 آذر1388
155
دلم تنگ می شود این روزها برایت
این روزها دل تنگ می شوم برایت
تنگ می شود این روزها دلم برایت
دلم این روزها تنگ می شود برایت
دل تنگ می شوم این روزها برایت
این روزها تنگ می شود دلم برایت
تنگ می شود دلم این روزها برایت

عزیز دل!

این روزها تنگِ تنگِ تنگ است دلم

Link | 1:15
شنبه 21 آذر1388
154

"حالم خوب است. خیلی خوب. غمی ندارم این روزها. ایام به کام است. خنده روی لب هام است. دیگر همه چیز تمام شده. دیگر همه چیز خوب است. دیگر فکر او را نمی کنم. دیگر همه ی آدم ها هم خوب اند. دیگر همه مرا دوست دارند، مرا می فهمند، به خواسته هایم احترام می گذارند، حالم را درک می کنند. دیگر کسی مزاحمم نیست.. کسی داغ دلم را تازه نمی کند.. دیگر زندگی زیباست! خورشید هست، ستاره هست، دریا هست، خدا هست، خنده هم که روی لبهایم دارم. غمی هم که ندارم دیگر. همه چیز هم که تمام شده دیگر.."

مرد، مرتب این ها را هر روز و هر ساعت با خودش مرور می کرد.. به خودش تلقین می کرد..
ولی همیشه، تلقین هایش که تمام می شد، لب خند تلخی می زد و می گفت: این ها راست هم که باشد، دیگر ولی او را ندارم...

بعد مرد تُهی شد. تمام شد. به آخر رسید...
و دوباره به خودش تلقین کرد...

 

Link | 3:57
پنجشنبه 28 آبان1388
153
هرچه که جلوتر می روم، کامل تر می شوم، بلندتر می بینم، به "کوچک بودن" این دنیا بیشتر می رسم.
دنیای کوچکی داریم ما. خیلی کوچک.

 

Link | 5:32
شنبه 9 آبان1388
152
اینکه آدم دستش به نوشتن نرود تلخ است؛ تلخی ِ بزرگی است. اینکه آدم چیزهایی توی سرش داشته باشد ولی نتواند روی کاغذشان بیاورد، غم است؛ غم دردناکی است.

 

Link | 0:54
یکشنبه 12 مهر1388
151
مرد لبخندهای تو را، دست های تو را، چشم های قهوه ای تو را، گردن بلند تو را که یادش می آید، اشکش سرازیر می شود.
مرد تو را که به یاد می آورد، تمام می شود، به آخر می رسد.

 

Link | 2:57
شنبه 11 مهر1388
150

چند باری خواستم بیایم و از ماهی کوچکم بنویسم؛ از این که هنوز که هنوز است دارد توی آکواریوم من شنا می کند. از این که نه تنهایی و نه هیچ چیز دیگری هنوز از پا درش نیاورده. از این که اگر چند وقت دیگر طاقت بیاورد می شود یک ماهی قرمز ِکوچکِ یک ساله.
خواستم بیایم و از این بگویم که چرا این چند وقت کم تر آمده ام این جا، کم تر نوشته ام.
حالا که آمده ام، حالا که دارم می نویسم، حالا که...

چرا تنهایم گذاشتی؟ چرا نیستی، حالا که باید باشی؟
چرا همه چیز به تو تمام می شود؟

 

Link | 5:15
شنبه 28 شهریور1388
fuck Israel
برای فلسطین آزاد

see the fullsize 

 [ تهران، خیابان انقلاب، 
  جمعه، بیست و هفت شهریور ماه
]

Link | 3:55
پنجشنبه 26 شهریور1388
148
ولی دلت تنگ می شود برایم...
می دانم


 

Link | 18:38