تبليغاتX
Water Lily
فصل جدید در واترلیلی
پنجشنبه 10 فروردین1391
223
قفل زده‌ای تمام مرا در خودم -خودت- گل مریم؛
و روزها مـ  ـی‌  گــ  ـذ  ر  د 
Post Link | 19:10

برچسب‌ها: بهار / گل مریم / فروردین / سال سوم
چهارشنبه 9 فروردین1391
222
قفل زده‌ای تمام مرا در خودم -خودت- گل مریم؛

و عطرت در باران‌های بهار، مرا/
و باران‌های بهار که می‌باریــد، من و عطرت/
و من عطرت را/

و باران‌های بهار که می‌بارد،
«باران» و «ابرها» و «عطرت».../


[فروردین نــــود]
Post Link | 3:4
جمعه 4 فروردین1391

از آواز بنان و الهه و مرضیه بارها گفته ام- نوشته ام. از جادوی سازِ روح الله خالقی، ابوالحسن صبا، اسدالله ملک، و شاهکارهای جواد معروفی و مرتضی محجوبی هم. اما این پستِ اول سال نو، این آهنگ «معین» را می‌طلبید! نوروزتان به کام.
[ دیوار غصه‌ها رو از دوش خسته بردار
من کوه استــوارم، به من بگو نگه دار ]

Post Link | 4:15

برچسب‌ها: نَــــــوا / معین / سال سوم
دوشنبه 29 اسفند1390
خسته ام {+، +}

و سنگینی همه خیابان‌های آخر اسفند
و سنگینی تمام شهر
روی دوش من است

خسته ام
و تمام شهر «چشمان تو»ست
و چشمان تو «تمام شهر» است
و چشمان تو تمام شهر را سنگینی می‌کند
و چشمان تو اندوخته‌ی همه رندی‌های من است
و چشمان تو ملجأ من است
و چشمان تو مأمن من است

خسته ام؛
اسفند با سرما، با سوز، با کلاغ‌ها، با «درد» دود می‌شود
و باز «چشمان تو» در رگ‌های من می‌خروشد

 
[پنج‌شنبه
اول مارچ ۲۰۱۲،
دمشق، مرقد حضرت زینب
]

Post Link | 23:51

برچسب‌ها: اسفند / سال سوم / زمستان / دود / نَما
یکشنبه 21 اسفند1390

خسته ام؛
«بهمن» با برف، با باران، با ترانه های عاشقانه گذشت
اسفند با سرما، با سوز، با ترانه‌های عاشقانه می‌گذرد
و قمری‌ها و کلاغ‌های سیاه و همه‌ی چلچله‌های اسفندماه
لال شده‌اند

خسته ام؛ «سالِ سی» تمام شد،
و «اسفند» سخت بر ما می‌گذرد

get the fullsize
[چهارشنبه، اول فوریه ۲۰۱۲،
مسجد سلطان احمد، استانبول
]

پنجشنبه 20 بهمن1390
218

أشهد أن لا إمرأة
توقف الزمان عند نهدها الأیمن، إلا أنت
و قامت الثورات من سفوح نهدها الأیسر، إلا أنت
أشهد أن لا إمرأة قد غیّرت شرائع العالم، إلا أنت
و غیّرت خریطة الحلال و الحرام
،
إلا أنت

{شهادت می‌دهم زنی نیست
که زمان در نزد پستان راستش متوقف شود،
و از کوهسار پستان چپش انقلاب‌ها بر پا شوند، مگر تو
شهادت می‌دهم زنی نیست که سنت‌های جهان
و معیارهای حلال و حرام را دگرگون کند، مگر تو}
{از قصیده «شهادت می‌دهم زنی نیست جز تو»، نزار قبانی، ۱۹۷۹}

یکشنبه 9 بهمن1390
خسته‌ام،
و بار غم همه‌ی قُمری‌های جهان را به دوش دارم،
و باران می‌باریـــد
نم نم

 

شنبه 8 بهمن1390
اگر دوباره بشود شبی،
سَرم بر سینه‌ات آرام گیرد، به خواب روم در آغوشت،


می‌دانی که چرا «تو» و «بهمن» هم‌زاد همید!؟

شنبه 10 دی1390
215

شش، هفت ماهی از پست ۲۱۴ می‌گذرد. آن بالا را که می‌بینم نوشته: «فصل جدید، در راه است» پٌقی می‌زنم زیر خنده که روزی چه بلاهایی دوست داشتم سر این‌جا در بیاورم و نشد. یعنی هنوز نشده.. کاش همتی کنم و بشود زودتر.


و می‌فرمایند که:
آن‌چه ندارد عوض ای هوشیار، عمر عزیز است غنیمت شمار
...

 

Post Link | 3:26

برچسب‌ها: رفت و برگشت
سه شنبه 13 اردیبهشت1390
214
هر پُک که می‌زند به لب‌ات
هر لب که می‌زنی به سیگارش
هر پُک که می زنی به سیگارت، به لب‌اش
هر لب که می زند به سیگارش، به لب‌ات

Post Link | 15:37

برچسب‌ها: دود / اردی‌بهشت / سی‌گار / باران
جمعه 2 اردیبهشت1390
213
مثل افیون نفوذ کرده تا مغز استخوانِ آن شیره‌ایِ کارتن‌خوابِ زیر پل سیدخندان،
نفوذ کرده‌ای در مغز استخوانم

و چه شیرین است گاهی
Post Link | 1:24
شنبه 20 فروردین1390
212

و انسان، فقط «ظالم» و «جاهل» نبود، که «ظَلوم» و «جَهول» بود وقتی شانه اش را زیر بار امانت فکند. و انسان کاش ظالم به نفسش نبود، کاش نادان به عاقبتش نبود، کاش امانت را نپذیرفته بود، و کاش انسانیت نداشت.

 ما امانت [الهى و بار تكليف] را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم. پس، از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناك شدند و‌[لى] انسان آن را برداشت راستى او ستمگرى نادان بود / إنا عرضنا الأمانة علی السماوات و الأرض و الجبال فأبین أن یحملنها و أشفقن منها و حملها الإنسان إنه کان ظلوماً جهولا [احزاب/72]

 

Post Link | 11:47

برچسب‌ها: تأملات / قرآن
جمعه 19 فروردین1390
211
دامنت را بتِکان
و عطر همه ی گل های محمدی را، عطر فروردین را، بهار را، رها کن بر پیکرم

دامنت را بتِکان
مست کن عالم را از بوی محمدی ترین گل دنیا، از بوی یاس ترین یاس همه ی باغچه ها، از فروردین ترین فروردین قرن

دامنت را بتِکان
نه؛ دامنت را بالا بگیر و
شرمنده کن بهار را از خودِ بهار

و دامنت را بالا نگهدار
□□□

 

Post Link | 16:24
یکشنبه 22 اسفند1389
210
این آخرها
موقع رفتن اسفند
باران هم دلبری می کند...
Post Link | 13:14

برچسب‌ها: زمستان / اسفند / سال دوم / باران
شنبه 21 اسفند1389
209
و بدانید طوفانی در راه است، بس عظیم
و سرما تا مغز استخوان نفوذ خواهد کرد
و هیزمی برای آتش زدن نخواهد ماند

و گرما
و گرما
و گرما
رفتنی ست

Post Link | 11:6
چهارشنبه 18 اسفند1389
208
از توی پستو ها رخت های سیاه را درآورید

مهیا شوید
که آخر ِ زمان است؛
که آخرُالزمان است
...

Post Link | 23:44

برچسب‌ها: تأملات / آخرالزمان
پنجشنبه 9 دی1389
207
همیشه دوست داشته ام این آیه را پیاده کنم در زندگی ام؛
[خُذ العفو و أمر بالعُرف و أعرض عن الجاهلین] [اعراف/۱۹۹]
تا به حال که به گمانم موفق نبوده ام. از این به بعد را خدا کند موفق باشم

 

Post Link | 1:39

برچسب‌ها: تأملات / قرآن
دوشنبه 15 آذر1389
206
دفترچه ی آذرماه آکنده ی از اشک است؛
دفترچه ی آذرماه آکنده ی از خون است؛
- باید هم باشد -
رسمش همین است

آذر است؛ غم دارد، غصه دارد، آه دارد
پاییز است؛ آذر است؛ آکنده ی از خون است
...


گوش کنید:
+ از خون جوانان وطن لاله دمیده، استاد شجریان
+ اجرای اول از خون جوانان وطن لاله دمیده، با صدای الهه

Post Link | 2:56

برچسب‌ها: آذرماه / پاییز / سال دوم
پنجشنبه 11 آذر1389
205

"and nothing's left..."
he said

 

Post Link | 2:45
چهارشنبه 26 آبان1389
204

آخر این کوچه، قرار بود برسد به جنگل، به آسمان، به دریا، به ابرها، به چلچله ها، به قناری ها، به خورشید، به خودت. ای جمیل ِ محبّ جمال! ای علی کلّ شیءٍ قدیر! قرارمان این نبود... قرار نبود آخر این کوچه هم بن بست باشد...

Post Link | 6:53