تبليغاتX
Water Lily
فصل جدید در واترلیلی
یکشنبه 9 بهمن1390
Jan's last Sunday
خسته‌ام،
و بار غم همه‌ی قُمری‌های جهان را به دوش دارم،
و باران می‌باریـــد
نم نم

 

Post Link | 12:13
شنبه 8 بهمن1390
that salvation moment
اگر دوباره بشود شبی،
سَرم بر سینه‌ات آرام گیرد، به خواب روم در آغوشت،


می‌دانی که چرا «تو» و «بهمن» هم‌زاد همید!؟

Post Link | 3:7
شنبه 10 دی1390
215

شش، هفت ماهی از پست ۲۱۴ می‌گذرد. آن بالا را که می‌بینم نوشته: «فصل جدید، در راه است» پٌقی می‌زنم زیر خنده که روزی چه بلاهایی دوست داشتم سر این‌جا در بیاورم و نشد. یعنی هنوز نشده.. کاش همتی کنم و بشود زودتر.


و می‌فرمایند که:
آن‌چه ندارد عوض ای هوشیار، عمر عزیز است غنیمت شمار
...

 

Post Link | 3:26
سه شنبه 13 اردیبهشت1390
214
هر پُک که می‌زند به لب‌ات
هر لب که می‌زنی به سیگارش
هر پُک که می زنی به سیگارت، به لب‌اش
هر لب که می زند به سیگارش، به لب‌ات


Post Link | 15:37
جمعه 2 اردیبهشت1390
213
مثل افیون نفوذ کرده تا مغز استخوانِ آن شیره‌ایِ کارتن‌خوابِ زیر پل سیدخندان،
نفوذ کرده‌ای در مغز استخوانم

و چه شیرین است گاهی
Post Link | 1:24
شنبه 20 فروردین1390
212

و انسان، فقط «ظالم» و «جاهل» نبود، که «ظَلوم» و «جَهول» بود وقتی شانه اش را زیر بار امانت فکند. و انسان کاش ظالم به نفسش نبود، کاش نادان به عاقبتش نبود، کاش امانت را نپذیرفته بود، و کاش انسانیت نداشت.

 ما امانت [الهى و بار تكليف] را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم. پس، از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناك شدند و‌[لى] انسان آن را برداشت راستى او ستمگرى نادان بود / إنا عرضنا الأمانة علی السماوات و الأرض و الجبال فأبین أن یحملنها و أشفقن منها و حملها الإنسان إنه کان ظلوماً جهولا [احزاب/72]

 

Post Link | 11:47
جمعه 19 فروردین1390
211
دامنت را بتِکان
و عطر همه ی گل های محمدی را، عطر فروردین را، بهار را، رها کن بر پیکرم

دامنت را بتِکان
مست کن عالم را از بوی محمدی ترین گل دنیا، از بوی یاس ترین یاس همه ی باغچه ها، از فروردین ترین فروردین قرن

دامنت را بتِکان
نه؛ دامنت را بالا بگیر و
شرمنده کن بهار را از خودِ بهار

و دامنت را بالا نگهدار
□□□

 

Post Link | 16:24
یکشنبه 22 اسفند1389
210
این آخرها
موقع رفتن اسفند
باران هم دلبری می کند...
Post Link | 13:14
شنبه 21 اسفند1389
209
و بدانید طوفانی در راه است، بس عظیم
و سرما تا مغز استخوان نفوذ خواهد کرد
و هیزمی برای آتش زدن نخواهد ماند

و گرما
و گرما
و گرما
رفتنی ست

Post Link | 11:6
چهارشنبه 18 اسفند1389
208
از توی پستو ها رخت های سیاه را درآورید

مهیا شوید
که آخر ِ زمان است؛
که آخرُالزمان است
...

Post Link | 23:44
پنجشنبه 9 دی1389
207
همیشه دوست داشته ام این آیه را پیاده کنم در زندگی ام؛
[خُذ العفو و أمر بالعُرف و أعرض عن الجاهلین] [اعراف/۱۹۹]
تا به حال که به گمانم موفق نبوده ام. از این به بعد را خدا کند موفق باشم

 

Post Link | 1:39
دوشنبه 15 آذر1389
206
دفترچه ی آذرماه آکنده ی از اشک است؛
دفترچه ی آذرماه آکنده ی از خون است؛
- باید هم باشد -
رسمش همین است

آذر است؛ غم دارد، غصه دارد، آه دارد
پاییز است؛ آذر است؛ آکنده ی از خون است
...


گوش کنید:
+ از خون جوانان وطن لاله دمیده، استاد شجریان
+ اجرای اول از خون جوانان وطن لاله دمیده، با صدای الهه

Post Link | 2:56
پنجشنبه 11 آذر1389
205

"and nothing's left..."
he said

 

Post Link | 2:45
چهارشنبه 26 آبان1389
204

آخر این کوچه، قرار بود برسد به جنگل، به آسمان، به دریا، به ابرها، به چلچله ها، به قناری ها، به خورشید، به خودت. ای جمیل ِ محبّ جمال! ای علی کلّ شیءٍ قدیر! قرارمان این نبود... قرار نبود آخر این کوچه هم بن بست باشد...

Post Link | 6:53
یکشنبه 23 آبان1389
203

می دانی، خدا در آیه ای فرموده: به بندگانم بگو من آمرزنده ی مهربانم «نبئ عبادی انی انا الغفور الرحیم»؛ و بلافاصله بعدش آورده: و عذاب من عذابی دردناک است! «و ان عذابی هو العذاب الالیم»...
می بینی دختر، تو هم به خدایمان رفته ای انگار؛ جوهر مهربانی ات خشک نشده، عذاب می کنی ما را.

باشد عذاب کن؛ بلکه پاک کنی گناهانم را

Post Link | 3:45
شنبه 24 مهر1389
202
خیالت راحت باشد
این روزها فکرم که کار نمی کند هیچ،
قلمم هم سنگ دل ترین دشمن دنیا شده
خیالت راحت باشد،
آب ریخته را جمع نتوان کرد
...
Post Link | 3:47
چهارشنبه 21 مهر1389
201
کاش آدم دستش بشکند، سرش بشکند
ولی دلش...


+ سربلند

Post Link | 20:16
چهارشنبه 21 مهر1389
-200-
آدم است دیگر؛
گاهی همه ی تلخی و بَدیِ گذشته را فراموش می کند و
باز
تو را هوس می کند
.
آدم است دیگر

+ صـــَــد

Post Link | 1:17
پنجشنبه 15 مهر1389
199
خُب اگر آخرش برسد،
باید خوش باشد
ولی هیچ وقت به آخر نمی رسد؛
«شاه نامه»؛
خوش است ولی،
اگر آخرش برسد
.
یعنی باید باشد، اگر آخرش برسد

+ گوش کنید پسرای مشرقی سعید شهروز را به رسم قدیم
هنوز دل نواز است

Post Link | 0:43
سه شنبه 23 شهریور1389
198
باشد که بیشتر ببینی این روزها و شب ها را یا نعم البصیر؛
که بیشتر بشنوی این صدا ها را یا نعم السمیع؛
که دوست تر بداری مرا،
یا نعم الحبیب

 

Post Link | 2:17